معين الدين محمد زمچى اسفزارى
227
روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )
چند وقت اندكى پيشتر رفتى تا بعد از هفت سال به پيش مرقد منوّر « 1 » ايشان رسيد « 2 » [ ديگر هرگاه كه رسيدى بنشستى . ويرا از اختلاف اين احوال كه - چندگاه مىايستاد و گاهى دور و گاهى نزديك مىشد و در آخر مىنشست - پرسيدند فرمود كه همه بامر و اشارت آنحضرت بود . و حضرت مولانا از ارتكاب سنت و اتباع شريعت حضرت نبوى بدرجات عليه و مقامات رفيعه رسيده بود . و ملك عماد الدين زوزنى تاريخ وفات ايشان را بدين وجه نظم كرده است : سنه احدى و تسعين بود تاريخ * گذشته هفتصد و سلخ محرم شده نصف النهار از پنجشنبه * كه روح پاك مولاناى اعظم سوى خلد برين رفت و ملايك * همه گفتند از جان خيرمقدم ] و در ولايت باخزر « 3 » اكثر ميوهاى خوب مىشود از خربزه و دوشاب و جوز
--> ( 1 ) - مج : مرقد ايشان رسيد . مك : مرقد منور آنحضرت رسيد . در نسخه مك . بعد از عبارت : ( مرقد منور آنحضرت رسيد ) عبارت : ( وفات مولانا روز پنجشنبه سلخ محرم سنه 791 ) نوشته شده و با همين عبارت بشرح حال مولانا زين الدين ابو بكر تايبادى خاتمه داده است . ( 2 ) - عبارت : [ ديگر هرگاه كه رسيدى بنشستى . ويرا از . . . . همه گفتند از جان خيرمقدم . ] از زيادات نسخه مج مىباشد . ( 3 ) - باخزر : بفتح خاء و سكون را وزاء معجمه . نام بلوك پهناورى است واقع ميانه هرات و نيشابور . و كلمه باخزر - در زبان پهلوى « باد هرزه » بوده زيرا آنجا وزيد نگاه بادها است . اين بلوك مشتمل بر 168 پاره ديه مىباشد . شهرچه ( قصبه ) آن « مالين » نام دارد . ( معجم البلدان . ياقوت ج - 1 - ص 458 ليپزيك ) . حمد إله مستوفى گويد : باخزر ولايتىآباد و ديهها و توابع بسيار دارد . و در همه جاى آن باغهاى انگور و ديگر ميوهها فراوان است مخصوصا قصبه مالان كه جاى عظيم و پر نزهت است . و خربزه بلند آنجا در جميع خراسان مشهور است » ( نزهة القلوب - ليدن ص 153 )